خونه

‏نمایش پست‌ها با برچسب دل نامه ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دل نامه ها. نمایش همه پست‌ها

شنبه، شهریور ۱۹

کردم که میگم

پشت سر مسافر گریه هم کنی فایده نداره ...

این دفعه چی رو میخوای بِبُری ؟

واسه رفع کوتی زنده ایم ...

بتراشید مرا ...

 هیشکی بهم دست نمیزنه
هیشکی حتی یه توجه کوچولو بهم نمیکنه
گاهی به عینه دیدم اصن هیشکی حتی یه نیگا بهم نمیندازه
منو واسه چی خلق کردن پس؟
منو چرا قاطی کردن با این همه رنگ این همه همنوع قد و نیم قد ؟
چرا من از همه دراز ترم همیشه ؟
سر همه دوستامو میتراشن بجز من
الان چند ساله زیر یه میز دراز به دراز افتادم و هیشکی منو یادش نمیاد ...
سفید بودن غمگینه ...
پ .ن :
دل نوشته های یه مداد رنگی سفید روی کاغذی بی خط


دوشنبه، مرداد ۳۱

سه‌شنبه، مرداد ۲۵

مقصدم جاریست مثه رود نمیرسم قبل از تو به دریا



مسیرت طولانیست
عمر من کوتاه
به روح  هم اعتقاد ندارم که بگویم : منو رها کن تو ادامه بده ، من کارم تمومه ...



دوشنبه، مرداد ۱۷

این خانم فیلان چرا منزوی شدن ؟

گاهی میشه با پرتاب یه لنگه کفش نهایتن دوتا لنگه کفش واکس زده خودتو یه مدت مهم کنی
گاهی میشه ناخواسته شوشولت رو طوری تو صدا سیما بشوری که مث توپ صدا کنی
گاهی میشه یه مدت حبس بکشی روزشمارش کنند اقوام بشی تاج سر
گاهی هم خودت رو سکه یه پول کنی واسه توجه از دست رفته ، هی یاد هم قطارات بندازی :
من زندون بودما ولی بعضیا نبودن الکی میگن
هم قطارها بیان فوت کنن زیر بالت بگن بپر تو میتونی تو خیلی وقته میتونی
واسه خیلیا باید تاسف خورد
گاهی هم باید گفت : حیف تاسف
  

چرکی میشود

آنجا که باید بگویی ؛ حرفت را نخور ...
سر دلت می ماند
هرچه هم رویش حسرت بخوری هضمش نمی کنی  

یکشنبه، مرداد ۹

گاهی دلم برای خودم تنگ میشود

تیتر ؛ اسمه یه کتابه ولی نامردیه اگه نگین ؛ منم


آغوشت رو می خواستمو ، میخوامو ؛ دریغ

مستی هم درد منو دوا نمیکنه ؛ مد روز شده 

به قول معروف ؛ دیدم که میگم

اگه نمی تونی فراموش کنی
عاشق نشو

اگه زحمتی نیست

تنها ترین من ؛ تنها نذار منو


وَ بِل عَکس

گاهی اوقات مثه سگ ؛ خرم

نقطه سر خط

بی چون و چرا دوست دارم .