::: نابغه ی عقب افتاده :::
خونه
خونه
نمایش پستها با برچسب
ماهک
.
نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب
ماهک
.
نمایش همه پستها
شنبه، بهمن ۳۰
شصت و چهار روز تا طلوع
همت کنیم این شمارشها تمام شود برای همیشه.......
ماهک طلوع کرد هرچند شکسته و خونین ؛ کبود بود مثل ماه
تنها یک جمله گفت : میخواهم بخوابم
جمعه، بهمن ۲۹
اونجا هم غروبای ابری تون دلگیرن؟
وقتی دلم می گیرد
چینه ی
کوتاه
باغ ؛
شانه ی هق هقم میشود .
دلت نگیرد
دیوارهای آنجا
بلند
است
دلت نگیرد مبادا
میناهه ، رژیار ، ماهک ....
پنجشنبه، بهمن ۲۸
ماه کوچکم ؛ ماه کوچکی دارد که هنوز شیرخواره است...
خدا راحتی ؟ کک هم که عددی نیست.....
عدنا بی تو دیگر نمی خوابد
عدنا بی تو دیگر نمی خندد
عدنا بی تو غمگین است...
شصت و هفت روز تا طلوع
نیستید ؛
صبح میشود
خورشید
به یادتان می اندازدم
شب میشود
ماه
سهشنبه، بهمن ۲۶
شصت و هشت روز تا طلوع
شصت و هشت
روز تا طلوع ؛
و نمیدانم هر روزش چند سال برای تو ؟؟؟
ماهکم کی دوباره بدر میشوی ؟؟؟
ماه کوچکم کی طلوع میکنی؟
از نور میهراسند ؛
این دیوسیرتان ظلمت پرست ، چه
خورشید
باشد چه
ماه
پ.ن :
خورشید
یار
م را دیروز؛ ماه کوچکم را امروز
ای دیو پلید چنگ بردار از فرشتگان شهرم
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)