خونه

‏نمایش پست‌ها با برچسب گودریات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گودریات. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، مرداد ۱۷

جمعه، خرداد ۱۳

سه‌شنبه، خرداد ۳

خودت بودي؟ آره ؟

امروز يه نفري رو ديدم يه پلاستيک بزرگ دسته دار کليد  J , L کيبورد خريده بود ؛
گفتم : گمونم شامآقاي گودر  باشه ...

دوشنبه، فروردین ۲۹

سپاس نامه رسمي

بنام گودر
موضوع  : آقا گرگه عزيز

با سلام ؛

با توجه به اينکه خيلي از بچه هاي تازه وارد گودر سکوي پرتابي دارند بنام آقا گرگه
که تا الان فکر نکنم کسي بهش توجه کرده باشه مي خواستم اذعان کنم چه
بسيار وبلاگ نويساني که البته بايد خوب مي نوشتند ولي گمنام باقي مانده بودند
و تا نتي ، آيتمي توسط اين عزيز (تهران رفته و برگشته بي خبر) ، شر مي شد
بلافاصله توسط 80 درصد گودر شناسايي شده و فالوئرهايش رو به افزايش گذاشته
و براي خودش اسم و رسمي پيدا مي کرد و مي کند از اينجا خواستم از طرف خودم
و همه کسايي که مي خواهند از طريق اين پست از او گرگ مهربان گودر تشکر کنند ،
تشکر کنند .
                                                                                                  و من ا... توفيق
                                                                                                 نابغه ي عقب افتاده 

جمعه، فروردین ۲۶

دهنتو گاز بگير

راستي تا حالا کسي شنيده از برو بکس گودر کسي بميره ؟
فک نکنم ؛  آخه شب تا صب پاي صفر کردن گودرن روزا هم خوابن
با اين وجود غير ممکنه به مرگ غير طبيعي بميرن اين دهه ي شصتي ها...

چقدر فيلسوف به خاطر تو بالقوه اند

ميخوام بزرگ بشم
ميخوام درست زندگي کنم
ميخوام مفيد باشم واسه جامعه ام
ميخوام يه مخترع بزرگ بشم
ميخوام برم فضا احتمالا مريخ
ميخوام ...
اگه اين گودر بذاره

چهارشنبه، فروردین ۱۷

گودر سيار

عصري ديدم پشت يه نيسان گاوي يکي از پستهاي سنگين گودر رو شر کرده بودن
از تازه بودن رنگ معلوم بود اخيرا نوشته شده . ببينيد تا کجا نفوذ کرده اين لامصب
جاي لايک با کف دستم زدم پشت راننده اش ، گفتم : دمت جيز

دوشنبه، اسفند ۲۳

دوشنبه، بهمن ۱۱

ژانری کمیاب

چندتا لایک ،
چندتا شر ،
چای ،
بهمن باریک ، 
یه ایده جدید ، 
تایپ ، backspace ، 
تایپ ، backspace ، 
تایپ ، backspace
حرکت از نو ؛ چندتا لایک ، چندتا شر.......

بی ربط

کی  ............................................... نوستالرژیته ی چه فیلمی


خارخسک هفت دنده....................................مردان سیاه پوش
خرپ خرپ های مغز یک چپ دست................بیمار انگلیسی
اندر میان....................................................پورونو
مملکته داریم؟............................................دروغهای حقیقی
ژاندارک.....................................................مستند قتل ندا
عقاید یک گرگ...........................................رقصنده با گرگ
اسپایدر مرد...............................................این که تابلووه
اگر پاسبانی که ........................................پاسبان عصبی
دیفال مستراح...........................................300
کدیین......................................................علی سنتوری
مرا فرانسوی ببوس...................................تایتانیک
مغزهای آکبند...........................................احمق و احمق تر
تلخ مثل عسل..........................................ماه تلخ
تنها مورچه بلاگر.......................................مورچه زی
قوزک پای زرافه........................................راز بقا
علیرضا روشن...........................................گلادیاتور
نابغه ی عقب افتاده...................................فارست گامپ

چهارشنبه، دی ۲۹

بعید نیست

با این سرعت پیشرفت گودر تو قلبای ملت
همین روزاست که گوگل رو فیلتر کنن...

سه‌شنبه، دی ۲۱

زیر یه خممو گرفت تبدیل کرد به دوخم

مامانی میگه : چندتا لایک گرفتی تا حالا؟
چشام گرد میشه ، هنوز چشام گرده که ادامه میده : بریزشون تو گونی
برو بده به صاب خونه ، دم دره اومده دنبال کرایه خونه.....

یکشنبه، دی ۱۹

بی چفت و بست

نمیدونم کدوم از خدا بیخبری دیشب دزدکی رفته  تو گودرم تموم لایکامو زده......رفته

شنبه، دی ۱۸

بی پرو بال

از خود صاحب اصلی گودر واسم پیغام اومده بود
دادم ترجمه ش کردن ، کرک و پرم ریخت....
نوشته بود :
گفت که بی بال و پری من پر و بالت بدهم؟
دارم replay میکنم ولی نمیدونم ترجمه ی این چی میشه به انگلیسی : 
در هوس بال و پرت بی پرو پر کنده شدم

بی مقدمه

مامان عصری بی مقدمه از پشت نت بلندمون کرد بردمون یه جا خواستگاری
بابای دختره پرسید : آقازاده چیکاره ان؟
مامان گفت : تو گودر کار میکنه
بابای دختره با دست چپش ریشو سیبیلاش رو مرتب کرد و گفت : چیکاره ان اونجا؟
مامانی یه نیگاهه اندر سفیهی کرد بهم و گفت : لایک میزنه.....
آخرشم نه برون مون کردن با احترام برگشتم دوباره سر کارم
(شاید مامانی میخواست رگ غیرتمو به جوش بیاره)

جمعه، دی ۱۷

From poupak in Google Reader

 اینقدر با این حال کردم که با اجازه ی "پوپک امینی" عزیز دوباره پستش میکنم فقط به خاطر ننه بزرگ گودریم که چشاش ضعیفه و پستهای ریز رو نمیتونه بخونه بمیرم براش....


مگسي را کشتم

 نه به اين جرم که حيوان پليديست ، بد است
 و نه چون نسبت سودش به ضرر يک به صد است



طفل معصوم به دور سر من ميچرخيد
 

به خيالش قندم
يا که چون اغذيه ي مشهورش تا به آن حد گندم
 

اي دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبي بود
 

من به اين جرم که از ياد تو بيرونم کرد
مگسي را کشتم....


بی دل

مامانم میگه : 24 ساعت نشستی پشت این لپتاپ  داری چیکار میکنی؟
میگم : اشکِ دلسوخته ها رو در میارم
مامانی میگه : خب چی گیرتو میاد این وسط؟!!!
میگم : لایک....